خرید بک لینک

مگه خودت نگفتی "فانک باعیننا"؟ پس لطفا بغلم کن...

برچسب: نویسنده: ترانه بختیاری تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 6:22

« بیا بریم آقا خره، بیا بریم. پاشو بیا بریم. بیا بریم من مواظبتم. بیا بریم. نمیآی؟ آقا خره! تو میدونی چرا از خانوم شیرین هیچ خبری نیست؟ هان؟ هان؟ میدونی کجاست؟ ببین آقا خره من باید بفهمم خانوم شیرین کجاست. من باید بفهمم زندهست؟ مردهست؟ اینجاست؟ اونجاست؟ کجاست؟ چرا هیچ خبری ازش نیست؟ ببین آقا خره اگر بفهمم خانوم شیرین کجاست، به خدا دیگه از خیرش گذشتم که گذشتم. یعنی دیگه تموم میشه میره پی کارش. به جون خودم. گدشتم که گذشتم. از خیرشم که بگذرم باید یکی دور و برم باشه. یه خزی باید دور و برم باشه که منو از تنهایی در بیاره. آره. تو بگو آقا خره. باید که تنها نباشم. تو همون خری. تو همون خری که قراره دور و برم باشی. تو همون خری هستی که باید منو از تنهایی در بیاره. خب؟»

برچسب: نویسنده: ترانه بختیاری تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 6:22

«بابا این خارج رو درست کنید ما بریم دیگه، اون دفعه که گرفتنم بس نبود؟ شانسی بود که در رفتم. منو بگیرن قیافه منو سریع یادشون میآد. حالا نمیخوام بگم خوشگلم! ولی بالاخره چون خوشگلم، قیافه منو تو یادشون میمونه. بدبختی ما خوشگلا اینه که همیشه تو خاطرهها میمونیم»امشب برای بار انم شروع کردم به دیدن وضعیت سفید. این بار تصمیم دارم بعضی دیالوگهایی رو که دوست دارم رو بنویسم تا داشته باشم. یعنی دیشب هم دلم برای امیر محمد و خرش تنگ شده بود. قسمت سیامش رو دیدم ولی گفتم چه بهتر که از امشب از قسمت اولش ببینم. پ.ن: کسایی که وضعیت سفید سریال محبوبشونه، جایگاه ویژهای توی قلب من دارن چون نشون میده از شعور و درک هنری بســـــــــیار بالایی برخوردارن

برچسب: نویسنده: ترانه بختیاری تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 6:22

صفحه بندی